سخنرانی دکتر بهرام کلهرنیا-قسمت اول

شنبه 3 شهریور 1386 در 02:08 ق.ظ

...آدم ایرانی آدم بسیار جالب و ارجمندی است ، ما سابقه ی زندگی تاریخی و اختصاصی رو داریم ؛ مطابق پژوهش های تاریخ باستان شناسی و فرهنگ ، آدم ایرانی یکی از ملت هایی است که به تمام جهان تاریخی فرهنگ داده است . این نکته نکته ایست که باید بهش مباهات کنیم ، هیچ غلوی درش وجود نداره . شما هر کتابی رو که باز کنید و مقداری راجع به فعالیت و طرز زندگی و اندیشه و شیوه های سلوک جوامع متفاوت بخوانید ، می بینید که ایرانی رو به عنوان فرهنگ دهنده ترین آدم تاریخ راجع بهش گفتگو میشه ، تا حدود اواخر روزگار صفویه ما این خصلت و این ویژگی رو حفظ کردیم. از چندین هزار سال پیش؛ جزو کهن ترین ملت های تاریخی هستیم. در خود صفویه بنا به دلایلی که در خور بحث ما نیست ،اما جای پژوهش بنیادی رو داره ارتباط آدم ایرانی با آینده گسیخته میشه در واقع فرهیختگان ، اندیشمندان و صاحبان خرد و آگاهی ،آگاهانه ارتباط خودشون رو با آینده میبُرند . یک جور انتهار و خودکشی فرهنگیست . تجربیات خودشون ، ارزشهای به دست آمده خودشون رو با آیندگان مطالبه نمی کنند . این مسئله روعدم احساس مسئولیت ندانستند . از سر این موضوع بوده که جهان آینده را جهان خود نمی دانستند . ممکنه به نظر ما بسیار تأسف بار بیاد ، ممکنه فکر کنیم یعنی چی ؟ چرا ممکنه که ، یک بزرگواری ، پدری به فرزند خودش اطلاعات و شیوه ی زندگی و کار رو منتقل نکنه ؟! به جزئیات کار نداریم و این اتفاق رخ داده.

امروز ما در شرایطی هستیم که ، لباس ما لباس مهمیست ، کفش های ما ، ابزارهای ما ، وسائل ما ، تجهیزات ما ، سکونت گاه ما ، شهرهای ما ... از ساختاری برخوردار هستند که از فرهنگ دیگری اخذ شدند.

از زمان قاجاریه به بعد ،روند زندگی اجتماعی در سطح جهان بشدت دگرگون میشه . دگرگونی با چنان سرعت و تغییرات پیرو و همراست که در هیچ دوره ی تاریخی نظیر اون رو ندانستیم.

در ایران قدم به قدم انجام شد و ما به دلیل قطع ارتباط با گذشته گرفتار دشواری هایی شدیم.

قطع ارتباط آدم ایرانی با گذشته و بعد از طرف دیگه نیاز به اینکه از امکانات ، تجهیزات و وسایل و حتی طرز فکر آدم معاصر جهان استفاده کنه. ما انسان این جهان هستیم ، مطابق تمام ملتهای دیگه ی تاریخی و ملتهای دنیا ما نیاز داریم که بروز باشیم.

تحولات اجتماعی سرعت گرفتند . جهان دگرگون شد . دانش رشد کرد. طرز فکر،عوض شد. و روز به روز ، وسائل ، تجهیزات به شیوه های جدید زندگانی برجامعه ی جهانی سلطه گرفت. ما هم ناچار بودیم گام به گام دیگران حرکت کنیم. در روزگار معاصر، بین ما و تحولات اجتماعی در سطح جهان یک فاصله ای به وجود آمد که در حال بررسیست.<؟

ما امروز از تجهیزات و وسائلی استفاده می کنیم که مال ما نیستند. دست شما موبایل ها ، دست گاههای فیلمبرداری عکاسی می بینم. هیچ کدوم از اینها مال ما نیست . وسائلی که استفاده می کنیم ، کامپیوتر ، ماشین ، هر چیزیکه هست؛ اینها رو ما نساخته ایم.

به عنوان یک ملت تاریخی ، پیشینه ی خودمون رو فراموش کرده ایم و ناچار هستیم که از داده های دیگران استفاده کنیم . چکار باید کرد؟

گرافیک ،! به عنوان یکی از شاخه های نو پدید فعالیت هنری در جهان معاصر از انقلاب صنعتی به بعد شکل گرفت. ضرورت این موضوع که هنرمندان، ارزشهای ساخت خودشون رو به شکل نوعی با جامعه مربوط کنند ، تبدیل به دستور عملی شد که دو شاخه ی جدید فعالیت بوجود آمد : گرافیک و طراحی صنعتی

دو شاخه از هنرها که هنرمند دیگه زیاد لزومی نداشت که زیر اثرش رو امضاء کنه . اما نیاز به این داشت که در کار خودش سودمندی و کاربرد فونداسیون رو تعبیه کنه .

نقاشان، هنوز هم به شیوه ی هنرمند تاریخی ، به شیوه ی هنرمند قدیم ، تابلویی رو می کشند که در لحظه ی خلق تابلو با بُنیانهای درونی ، حسی ،عاطفی و وجودی خودشان ، ارتباط بسیار نزدیکی رو حین خلق اثر ناچارند که برقرار کنند. وقتی برابر تابلوی اونها می ایستیم می پرسیم استاد چه کار کرده ای؟ به ما میگند که؛من کارمو انجام دادم ، هرچی که هست و نیست به زبان نقاشی در تابلوی من قرار گرفته ! تو تلاش کن که بفهمی و ادراک کنی .

این پاسخ ،پاسخ درستیست . نقاشی ، زبان اختصاصی و انحصاری خودشو داره ، ولی من چه کار کنم ؟ من بیننده ی عادی، که با اون زبان آشنا نیستم؟ این یک معزلیست !

بگذریم . معزل ما نیست و پاسخش رو اینجا لزومی نداره که خدمتتون عرض کنم.

می خواهیم راجع به گرافیک صحبت کنیم !

ادامه دارد...


درباره عمومی ,
توسط سید مجید

Last Posts